روز قدس

من هم مثل بقيه روز قدس رو عكاسي كردم ولي به خاطره مشكلاتي كه در اينترنت ايجاد كرده بودن موفق نشدم كه تو وبلاگم بزارم و به خاطره وجدان خودم و شرايط حاكم تصميم گرفتم كه عكس هاي روز قدس رو براي جام جم نفرستم، چون در اين صورت بين حرف هايي كه قبلا زده بودم و ارسال اين عكس ها تضاد ايجاد مي شد و ترجيح دادم مثل كف دست باشم.

يه تعدادي از عكسام رو مي تونيد پايين ببينيد، البته چند عكس هم مربوط به نماز جمعه ي قزوينه!

تعدادي از عكس هاي مربوط به روز قدس

این جا کسی هشیار نیست


محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت:ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت:مستی زآن سبب افتان و خیزان می روی

گفت:جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت:می باید تو را تا خانه قاضی برم

گفت:رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت:نزدیک است والی را سرای آنجا شویم

گفت:والی از کجا در خانه خمار نیست؟

گفت:تا داروغه را گویم در مسجد بخواب

گفت:مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت:دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت:کار شرع ،کار درهم و دینار نیست

گفت:از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت:پوسیده ست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت:آگه نیستی کز سد درافتادت کلاه

گفت:در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت:می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی

گفت:ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت:باید حد زند هشیار مردم مست را

گفت:هشیاری بیار این جا کسی هشیار نیست...

                                                             "پروین اعتصامی"

مردم

*جدیدا به چیزهایی بر می خورم که وقتی بیشتر فکر می کنم می بینم همه چیز بر عکس شده و یه جورایی مردم و همه غیر عادی شدن، رازش رو نمی دونم، شاید هم من دارم اشتباه می کنم، شاید هم همین طوره که می گم.

۱- من معمولا بخوام جای خاصی عکاسی کنم اگه وقت داشته باشم چند ساعت قبلش یه سری به اونجا می زنم تا با محیطش آشنا بشم و اون عکس هایی رو که قراره یگیرم تو ذهنم تجسم کنم، برای عکاسی از شب های قدر چند ساعت زودتر به مسجد نبی قزوین رفتم، متوجه شدم که اونجا برای عکاسی از شب قدر به نامه سازمان میراث فرهنگی لازم دارن، هرچی فکر کردم دیدم این موضوع هیچ ارتباطی با میراث فرهنگی نداره چون قرار نبود که من از بنای این مسجد عکاسی کنم و اگه نامه ای هم لازم باشه باید از سازمان تبلیغات اسلامی یا اداره اوقاف تهیه بشه، به نظر من خودشون هم نمی دونن دارن چی کار می کنن.

۲- برای عکاسی از شب قدر به امامزاده حسین رفتم، اونجا به هیچ عنوان نمی شه بدون نامه سازمان خاصی از داخل و قسمت حرمش عکاسی کرد، چون تجربش رو دارم. در صورتی که خیلی راحت من از داخل امامزاده عکاسی کردم و کسی هم با من کاری نداشت، شاید هم به خاطر شب های قدر این طور آزاد باشه.

۳- تو ایران عکاسی از سرباز و مامورین یه جورایی جرمه ولی یک دفعه می بینی یک مامور می یاد و می گه می شه از من یک عکس بگیری و وقتی شروع می کنی باهاش صحبت کردن حرف هایی می زنه که ازش بعیده در صورتی که ازش انتظار داریم اون ها خیلی محافظه کارانه تر صحبت کنن!

۴- پیر مردی رو تو سبزه میدان دیدم که دو چشمش نابینا بود و به زور با یک عصای چوبی راه می رفت ولی در دست دیگش یک تسبیح رو دیدم که داشت تکونش می داد و زیر لب چیزهایی می گفت و بعد یک گزارش از تلویزیون پخش شد از پیر مرد ۸۲ ساله که همچنان کوهنوردی می کرد و همچنان قله های زیادی رو تو اون سن فتح می کرد و وقتی ازش می پرسن: وقتی بالای کوه می رسی چه چیزی پیدا می کنی؟ جواب می ده: من اونجا خدا رو پیدا می کنم و لمسش می کنم. بعد با خودم فکر کردم که شاید اون پیرمرد نابینا هم با اون تسبیحش خدا رو لمس می کنه هرچند که نابینا هستش و نمی تونه به خوبی راه بره، مهم اینه که آدم با اون چیزی که علاقه داره به خدا برسه، شاید من هم با دوربینم به خدا برسم. نمی دونم.

پائولو کوئیلو می گه:هرجا به جستجوی خداوند برخیزی، او را همان جا خواهی یافت.

***********

۵- اگر می بینی پیرو علی و کسی که برای علی اشک می ریزد و کسی که محبت علی در قلبش موج می زند، سرنوشتش و سرنوشت جامعه اش دردناک است، معلوم است که علی را نمی شناسند و تشیع را نمی شناسد.      " دکتر علی شریعتی"

***********

۶- این مطلب هیچ ارتباطی با موضوعات بالا نداره و فقط چند خطی راجع به پست قبلیم که آش نذری بود هستش، اولین باری بود که نظرات وبلاگه این همه زیاد می شد . می تونید این نظر ها رو بخونید. من به خاطر کارم که عکاسی خبریه خیلی چیزها رو دیدم با خیلی از مردم برخور کردم و خیلی از سنت ها رو حداقل تو قزوین دیدم و با افراد متفاوتی آشنا شدم، من خیلی خوب درک می کنم که کجا مردم با هدف گرفتن نذری جمع می شن و کجا مردم از سر گرسنگی و با بهانه نذری تو صف می ایستن. این رو هم بگم که وقتی یک عکاس خبری عکس می گیره به هیچ عنوان نمی تونه راجع به عکسش دروغی بگه. وقتی اونجا بودم و عکاسی می کردم خیلی از حرف ها رو شنیدم و با خیلی از مردم صحبت کردم ولی واقعا من ندیدم کسی رو که به خاطر نذری بودن اون آش اونجا جمع شده باشه، اگه به صحت گفتار من شک دارید می تونید برید جلوی مسجد جامع قزوین و ببینید چون اگه اشتباه نکنم هر روز اون جا آش نذری می دن!

البته این رو هم بگم که خلاصه اون محل جزء محله های پایین قزوینه و معمولا هم طبقات ضعیف جامعه در اون قسمت ها زندگی می کنن و این موضوع شاید یک چیز طبیعی باشه!

غم نان

چند روز پيش وقتي داشتم از جلوي مسجد جامع رد مي شدم يك دفعه يه تعداد ظرف در جلوي مسجد ديدم كه پشت سر هم و خيلي مرتب ايستادن مثل عكس دومم، خيلي جالب بود و خيلي هم تعجب كردم، پرس و جو كردم و متوجه شدم اين يك صف واسه گرفتن آش نذري و مردم از ظهر اين ظرف ها رو اونجا قرار مي دن تا نوبتشون رو كسي نگيره،چند تا عكس گرفتم و بعد صاحب اون ديگ آش از من خواست تا برم و ساعت پنج براي عكاسي بيام، رفتم و ساعت ۵ اومدم و وقتي اون صحنه رو ديدم باور نكردم كه اين همه زن و مرد و بچه براي گرفتن آش اومدن، خيلي فكر كردم و به ايراني بودنم تاسف خوردم كه چرا ايراني ها با اين همه قدمت و فرهنگ بايد اينجوري خودشون رو نشون بدن، شروع كردم به عكاسي و وقتي كه موقع توزيع آش رسيد و از حرف هايي كه مردم مي زدن، مثل اين جمله" آقا يكم بيشتر بريز ما تعدادمون زياده" متوجه شدم كه اونا واقعا گرسنن و به خاطر همين هم براي گرفتن كمي آش اين همه منتظر موندن.يكم از فكر هايي كه اول كردم پشيمون شدم.

مسابقات پرش با اسب

چهارمين دوره مسابقات پرش با اسب با حضور 45 سوارکار از باشگاه هاي استان تهران، قزوين و دو شهر خرم دره و ابهر از استان زنجان در 5 گروه سني مبتدي، نونهالان، نوجوانان و بزرگسالان در باشگاه سوارکاري سروش قزوين برگزار شد که به نفرات برگزيده جوايزي اهدا گرديد.

ادامه تصاویر (جام جم آنلاین)

يك روز خوب!

ديروز يك روز كاملا خوبي رو پشت سر گذاشتم، اول اين كه من موفق شدم دانشگاه قبول بشم البته تو قزوين، كه خيلي خوشحال شدم، اصلا استرس نداشتم چون واقعا تلاش كرده بودم و البته بگم كه باز مي تونستم بهتر بشم. دوم اين كه گزارش تصويري مربوط به مراسم انس با قرآن در قزوين كه هر شب در امامزاده چهار انبياءبرگزار مي شه و من اصلا فكرش رو نمي كردم كه كار بشه، استفاده شد. خلاصه روز خوبي داشتم در صورتي كه داشتن روز خوب جديدا كم پيدا مي شه.

ادامه تصاوير (جام جم آنلاين)

كلوز آپي ديگر

۱- من در اوايل كار عكاسي ام كه خيلي آماتور بودم يه وبلاگي داشتم كه به دلايلي ازش استفاده نمي كردم، چند روزي هستش كه يه دستي بهش كشيدم و تصميم دارم به اين شكل ازش استفاده كنم. اگه پيشنهادي داريد حتما بگيد چون خيلي برام مهمه.

http://alisafari-photo.blogfa.com

۲- محمد خیرخواه هم پس از گذشت حدود یک ماه سکوتش رو شکست.خوشحالم.

حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان

عكس هاي تايم از حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان رو حتما اینجا ببینید، من كه با ديدنش واقعا حسوديم شد.
با ديدن اين عكس ها به متفاوت بودن عكس هاي سياه و سفيد پي خواهيد برد.
 
 
 

Photo:Eros Hoagland / Redux

 

باز هم مسجد جامع

خلاصه پس از چندين هفته گزارش تصويري مربوط به مسجد جامع عتيق قزوين در جام جم كار شد. سخت ترين قسمت عكاسي از مسجد جامع اونجايي بود كه بايد به بالاي مناره ها مي رفتم.

ادامه تصاوير (جام جم آنلاين)

چند عكس مربوط به بازار قزوين رو كه در جام جم آنلاين استفاده شده و من ازش بي اطلاع بودم رو مي تونيد اينجا ببينيد.

اين عكس ها مربوط به پرو‍‍ژه كلاس هاي عكاسي خبري محمد خيرخواه هستش كه سال پيش برگزار مي شد.

40 ستون

دو روزي بود كه مشغول عكاسي از كاخ چهلستون بودم و خلاصه تموم شد، اين روز ها هم عكاسي   مي كنم و هم وقت خالي زيادي دارم. يه هدفي تو ذهنم دارم و همه اين كارها رو فقط به خاطره رسيدن به اون انجام مي دم.

عكس هاي محمد خيرخواه رو از انتخابات افغانستان در خبرگزاري يونايتدپرس رو می تونید اينجا ببينيد، واقعا عالي شده!