عیسی صفری هم سردبیر من است و هم برادرم. وقتی که امروز صبح از خواب بیدار شدم و او می خواست به تهران برود، این متن را به من داد و گفت که در ویلاگت بگذار.
وقتی متن را خواندم دیدم بسیار جالب است و خوشحال شدم که از بین این همه همکار وبلاگ من را برای اعلام مواضع و دفاع از نشریه نامه، کارکنان نشریه و مدیر مسئول انتخاب کرده است.
هرچند وبلاگ من فقط در خصوص عکس است و عکاسی اما بهر حال سردبیر میهمانم شده و رسم ما ایرانی ها نیز میهمان نوازی است و بس.
*********
در پاسخ به مطلب عجولانه همکارم حسین کشاورز
مطمئنم این "نامه" به سر منزل مقصود می رسد
برای اولین بار است که در عرصه فضای رسانه ای مجازی به نوشتن یادداشتی می پردازم و آن هم در وبلاگ یکی از همکارانم.
راستش را بخواهید فضای ایجاد شده در رسانه های مجازی استان رامطلوب نمی دانم و اکثریت این رسانه ها به جز تعداد محدود، از رسالت اصلی خود غافل شده و به انعکاس موارد و مطالبی می پردازند که از درجه اهمیت بسیار نازلی برخوردارند.
اگر این بار هم تصمیم گرفتم مطلبی را در این فضا انتشار کنم، نخست به دلیل اجحافی که احساس کردم از سوی یکی از دوستان و همکاران نامه در حق همکاران نشریه نامه و مدیر مسئول محجوبش شده و دوم به دلیل شفاف سازی در خصوص برخی موارد است.
ابتدا می خواهم کمی در مورد همکارم حسین کشاورز توضیح بدهم. حسین کشاورز فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی است. او را از زمان "حدیث" می شناسم. آن موقع ها در حوزه سیاست خارجی و ترجمه مطلب می نوشت و گاهی اوقات هم عکاسی می کرد. در نامه سوم به تیم ما پیوست و به همراه چند تن از دوستانش صفحه «روابط بین الملل» را در چند شماره منتشر کرد. من به صفحه روابط بین الملل آن هم در یک نشریه محلی انصافاً اعتقاد نداشتم، اما علی رغم میل باطنی ام برای اینکه این چند نفر در فضای مطبوعات استان قرار گرفته و رشد نمایند پذیرفتم که یک هفته در میان در این حوزه کار کنند.
زمان انتشار نامه چهارم فرا رسید. بنده در کنار این دوستان از آقای کشاورز هم دعوت کردم که بیاید با سرویس سیاسی نامه همکاری کند، او آن موقع در یک شرکت تبلیغاتی کار می کرد و ماهانه براساس آنچه خودش می گفت مبلغ صدهزار تومان حقوق می گرفت. فکر کردم همکاری با گروه سیاسی با توجه به شرایطی که داشت نمی تواند آنچنانکه می بایست به او در مباحث اقتصادی زندگی اش کمک کند. پیشنهاد دادم که بیاید و در کنار علاقه هایش با سرویس اقتصادی نشریه نیز همکاری کند و برای اینکه او در این سرویس موفق شود خودش خدایش می داند که چه قدر وقت گذاشتم، همکاری کردم، ریز قضایا را به او یاد دادم، خون دل خوردم و ...! تا اینکه به جایی رسید که بطور میانگین به درآمد ماهیانه 350 هزار تومان در ماه با شرایطی که نشریه برایش فراهم کرده بود و با تلاش خودش رسید و من این را با آمار و ارقام می گویم.
در مورد همین همکار عزیزم بگویم که خداوند و همکاران نامه را شاهد می گیرم که در طول 36 شماره از نشریه هیچگاه نتوانست مطالبش را به موقع برساند و هیچگاه نشد که خیالم از بابت این صفحه راحت باشد. این را وجدان حسین کشاورز بهتر از همه می داند و خدایش شاهد است که من چقدر برای رشد و پیشرفت او کمک کردم و در همه شرایط با توجه به شناختی که از وضعیتش داشتم بدون هیچ چشم داشتی حمایت کردم که لازم نمی دانم به همه جزئیات اشاره کنم و ...!
دیروز در محل کارم در تهران مشغول به فعالیت بودم که یکی از دوستانم از قزوین با من تماس گرفت و گفت وبلاگ حسین کشاورز را دیده ای که در مورد نشریه نامه چه چیزهایی نوشته است؟
مطلب حسین را خواندم و برای اولین بار در طول نامه چهارم بغض امانم نداد و اصلاً نفهمیدم که چگونه قطرات اشک از چشمانم جاری شده؟
ناراحت و دلگیر شدم از این همه بی انصافی، بی تقوایی، شایعه پراکنی، سیاه نمایی و بچه بازی!
همین چند شب پیش رفتم دنبال حسین و با ماشینم یک دوری در سطح شهر زدیم و برایش از آینده و این که فردا مطمئناً بهتر از دیروز و امروز خواهد بود گفتم و این که مطمئن باشد، من هیچ گاه براحتی از کنار دوستان و همکاران خوبم و زحماتشان نخواهم گذشت و این که نخواهم گذاشت این چراغی را که به زحمت روشن مانده است در عرصه رسانه ای استان به خاموشی سپرده شود! حقیقتاً وقتی مطلب حسین را خواندم نخست برای خودم تاسف خوردم که ندانسته ام طی این مدت در برخی اوقات چه کرده ام!
متعجب و متاسف شدم از این که یک عضو عادی تحریریه به خودش اجازه می دهد در مورد همه چیز نظر بدهد و اصلاً در این مورد با سردبیرش که این همه زحمت برای او کشیده مشورت نکند!
طی این سالها هیچ گاه از نقد شدن نهراسیده ام و مدعی هم نیستم که همه کارنامه سیاسی و مطبوعاتی ام بی عیب و نقص است چرا که خود می دانم در بعضی مواقع اشتباه کرده ام و در عرصه رسانه های مکتوب و مجازی طی چند سال اخیر از دوست و دشمن بارها و بارها هم نقدهای سالم، منصفانه و سازنده را شاهد بوده ام و هم تهمت های ناروا، زشت، نا جوانمردانه و غیراخلاقی که همه شان را به خدای متعال واگذار کرده ام.
اما این بار به خود اجازه نداده و نمی دهم که سکوت پیشه کنم، زیرا کسی اگر مطلب حسین کشاورز را بخواند و از واقعیات خبر نداشته باشد این گونه برداشت می کند که مدیر مسئولی نامه برعهده کسی است که نه از رسانه چیزی می داند نه از سیاست نه از مدیریت و نه از اخلاق و ...!
یکی از اصلی ترین دلایلی که باعث شد این مطلب را بنویسم به خاطر ظلمی بود که بر مدیر مسئول محجوب، صادق، سالم، باشخصیت، بااخلاق، توانا، نقدپذیر، باانصاف و آینده دار نامه روا شده بود.
شاید حسین کشاورز این شهامت را نداشته باشد اما بنده بعنوان سردبیر نشریه ای که حسین کشاورز در آن فعالیت می کرده از دکتر سید مهدی حسینی مدیر مسئول صبور و دوراندیش نامه عذرخواهی می کنم.
بنده به جای حسین کشاورز از کلیه همکاران تلاشگر، صبور، متین و با شخصیت نامه عذرخواهی می کنم که آن قدر در مورد آن ها و نشریه شان سیاه نمایی شده است و حقایق وارونه جلوه داده شده است.
راستش را بخواهید بنده طی 11 سال گذشته تقریباً با اکثریت مدیران مسئول و سردبیران نشریات قزوین کار کرده ام و شناخت نسبتاً خوبی از همه شان دارم و با جدیت عرض می کنم که هیچ مدیر مسئولی را مانند سیدمهدی حسینی ندیده ام که این قدر به آزادی تحریریه نشریه اش اعتقاد داشته باشد و این قدر با مشکلات و بدقولی های همکاران رسانه ای اش کنار بیاید و این اندازه دغدغه آینده رسانه را داشته باشد.
البته جا دارد از دوست و استاد عزیزم آقای عطاالله نوری هم یادی بکنم که انصافاً با شخصیت بود ودوست داشتنی و با اخلاق.
بنده در یکسال گذشته سردبیری نشریه ای را برعهده داشتم که هیچ گاه نفهمیدم که پول چاپخانه را چه کسی و کی داده است؟ هیچ گاه نفهمیدم که دفتر نشریه صاحب ملک دارد یا نه؟و خیلی از موارد دیگر که از حوصله این بحث خارج است. تا کی باید بی انصاف باشیم و مصرف کننده؟ دکتر حسینی که در حوزه مطبوعات ادعایی نداشته و ندارد،آقای کشاورز، خودت چقدر دلت به حال رسانه ای که در آن کار می کردی می سوخت؟ چقدر برایش وقت می گذاشتی؟ کی کیفیت صفحه ات بهتر شد؟ کی مطالبت را بموقع تحویل دادی که حالا انتظار داری که سید مهدی حسینی بیاید و برایت شرایط نشریه جامعه و شرق و شهروند را فراهم کند؟ مگر من و تو محمد قوچانی و فرید مدرسی و مهران کرمی و امثالهم هستیم که انتظارم داریم سید مهدی حسینی، عطریانفر باشد؟ کدام نشریه در کشور و استان بی مشکل است که انتظار داریم نامه قزوین در هیچ بخشی مشکل و کمبود نداشته باشد آن هم فقط با یکسال سابقه انتشار بصورت پیوسته؟
ما باید قدردان امثال دکتر حسینی باشیم که در این فضای تیره، مبهم و یاس آلود می آیند و برای یک نشریه بدون ریالی چشم داشت و صادقانه و سالم هزینه می کنند.
لازم می دانم با جدیت و صراحت تاکید کنم که انصافاً دکتر حسینی یک شخصیت توانمند، قوی، منصف، صبور و اخلاقی است. یک چهره علمی و دانشگاهی که اصلاح طلب واقعی است و معقول و منطقی به قضایا نگاه می کند.
چرا می خواهیم کسی که مستقل است و آدم کسی نیست را به راحتی تخریب کنیم؟چرا کسی را که می تواند در حوزه فرهنگ، سیاست و رسانه روز به روز موفق تر باشد و فضایی را برای فعالان این حوزه ها فراهم کند را می خواهیم مایوس و دلسرد کنیم؟ اگر سید مهدی حسینی ها را فراری دهیم چه کسی ضرر می کند؟ بیشتر از همه اعضای تحریریه، بنده با مدیر مسئول نامه ارتباط داشته ام و خدایم را شاهد می گیرم که این مرد چقدر با بزرگی، انصاف، اخلاق، بزرگ منشی و صبر با قضایا برخورد می کرد.
طبیعی است که هر انسانی، هر مجموعه ای و هر گروهی هم با کم و کاستی و نقص مواجه است و نمی شود گفت که هیچ عیبی وارد نیست اما کمی منصف باشیم و یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوالدوز به دیگران.
انصافاً دکتر حسینی از آغاز به کار نشریه با اکثریت ایده ها و نظرات، کنار آمد و سعی می کرد که کمترین دخالت را در امور نشریه داشته باشد و خودش هم قبول داشته و دارد که مجموعه نامه با برخی کاستی ها مواجه بوده و با جدیت در جهت رفع کمبودها و مشکلات اقدام کرده و می کند.
چند کارشناس منصف در حوزه رسانه بیایند و آرشیو یکسال گذشته نشریات استان را در کنار هم بررسی کنند ببینند که کدام نشریه برای مخاطبش ارزش قائل بوده و نشریاتی که تا بناگوش آگهی درج می کنند و تیتر می فروشند، یا نشریه ای که نیم صفحه اولش و صفحه آخرش را علی رغم همه تمایل ها برای درج آگهی به خاطر مخاطبانش به انتشار خبر و یادداشت و ... می پردازد؟
ما حاضریم در حوزه مدیریت شهری، اقتصاد، سیاست، زندگی، شهرستان، ورزش و ... کارشناسان بیایند و نظر بدهند که کدام نشریه در استان فعال تر از بقیه بوده است؟
ما حاضریم حجم مطالب تولیدی نشریه مان را در هر کسی که می خواهد محاسبه کند و با بقیه نشریات استان مقایسه کند!
بنده بسیار علاقمندم که از سید احمدی نصری، محمود کمالی، صفت الله صالحی، عباس ظاهری، غفوری فرد و خیلی های دیگر بپرسید که کدام نشریه در یکسال گذشته بیشتر از بقیه زجرشان داده است؟
بروید از شهرداران، بخشداران، فرمانداران، اعضای شوراهای کلیه بخش ها و شهرستانهای استان بپرسید که کدام نشریه استان به فکر مشکلات و کمبودهای مردم بخش ها و کلیه شهرهای استان بوده است؟
خوشحال می شوم که دوستان بروند و تحقیق کنند که کدام نشریه استان در حوزه صنعت، اقتصاد، اصناف و ... در یکسال گذشته با جدیت به انتشار نقد، یادداشت خبر، گفت و گو و ... پرداخته است؟
جداً عرض می کنم که برای بنده و همکارانم در نامه افتخار بزرگی است که استانداری از همه نشریات استان حتی تمامی مدعیان اصلاح طلبی تقدیر می کند و نامی از نامه قزوین در چنین برنامه ای برده نمی شود! خدا را شکر می کنم که ما نه مداح و میرزابنویس کسی بوده و هستیم و نه «منتقد منصف !!!»
بنده متاسف شدم وقتی که دیدم آقای کشاورز نوشته تیراژ نشریه نامه از همه کم تر است.
دوست عزیزم، از کجا این مطلب را می گویی؟ شما اصلاً از کجا از تیراژ نامه خبر داری؟ همکار عزیزم، نامه شنبه ها منتشر می شد و شما تا دوشنبه پیدایت نبود! از کجا می دانی که نامه تیراژش از همه کمتر بوده؟ من اگر بگویم که تیراژمان چقدر بوده شاید بگویی صفری دروغ می گوید، می توانید شما و همه دوستان دیگر از آقای امیررجبی بپرسید که برای ما چند نسخه نامه چاپ می کرد؟
برادر عزیزم! اگر دکتر حسینی می خواست نامه را تعطیل کند و منتشر ننماید چرا می رفت یک دفتر بهتر، شیک تر و با امکانات بهتر تهیه کند؟ این را به هر انسان عاقلی بگویید به گوینده مطلب می خندد!
نامه فقط سه هفته منتشر نشده، اولین و اصلی ترین دلیلش تغییر مکان دفتر و اقدام برای یکسری تغییر و تحول در مجموعه ساختار اداری، مالی و امکانات مجموعه بود ودلیل دوم تحریریه و در راس آن بنده که به آقای دکتر حسینی در یک فضای دوستانه و صمیمی عرض کردم که بنده بعلت شرایط خانوادگی و کاری می خواهم از قزوین بروم و ایشان علی رغم میل باطنی شان با درخواست بنده موافقت کردند. مگر در این شهر پر است از سردبیر که سید مهدی حسینی یکشبه سردبیر بیاورد و نشریه را منتشر کند؟
بنده به مخاطبان فهیم و باشعور نامه صر یحاً و قویاً قول می دهم که نامه در آینده ای بسیار نزدیک منظم تر، قوی تر و بهتر از گذشته منتشر خواهد شد و هیچ یک از اعضای خانواده واقعی و اصیل نامه از این نشریه جدا نشده اند و این نشریه محکم و استوار ادامه راه را طی خواهد کرد و راه خود را بعنوان نشریه نمونه و اول استان قوی تر و جدی تر از گذشته ادامه خواهد داد.
با جدیت، علاقه، صبوری، سخت کوشی و توانمندی که بنده از آقای دکتر حسینی و تک تک همکارانم در نامه سراغ دارم مطمئنم این نشریه برروند پیشرفت و تاثیر گذاری اش خواهد افزود.
نامه اصلاً تعطیل نشده که برخی از دوستان و برخی دوست نماها به وجد آمده و نزده می رقصند!!! خیال باطلی است که برخی ها فکر می کنند که نامه تعطیل شده و می شود.
نامه اصلاً متکی به شخص نیست که بخواهد با رفتن یک یا دو نفر از ادامه راه باز بماند.
نامه نه تنها یک نشریه بلکه یک جریان است و آن قدر این جریان از پشتوانه های فکری، تئوریک، اقتصادی و اجرایی بهره مند است که با این بادها هیچ گاه نخواهد لرزید.
مگر تابحال این همه نیرو نشریه را ترک کرده اند خللی در نشریه بوجود آمده که الان بخواهد با یکی دو مشکل کوچک و جزئی از انتشار باز بماند؟ با جدیت عرض می کنم که دلیل عدم همکاری بسیاری از دوستان با نامه، خودشان و بی نظمی شان و یا مشکلات کاری و شخصی شان بوده نه تیم مدیریتی نامه.
آقای کشاورز!
خواهشم از شما این است که برای رسیدن به مقصودتان از آدم های دیگر هزینه نکنید؟
مگر شما حسین طاهری و نادر محمدی را می شناسید که براحتی در مورد میزان تاثیرگذاری شان نظر می دهید؟
امثال مهندس طاهری اگر ماهی یک ساعت در یک نشریه حاضر شوند غنیمت است. خیلی ها آرزو می کنند که حسین طاهری، نادر محمدی و برخی دوستان دیگر سالی یک یادداشت در نشریه شان بنویسند آن وقت شما در مورد وزنه های قوی و توانمند عرصه فکر، سیاست، فرهنگ و رسانه استان به راحتی نظر می دهید!
همکار و دوست عزیزم، آقای کشاورز!
خدمتتان با جدیت عرض می کنم که با تفکر و تامل و با عدم دامن زدن به این بحث های نازل و بی محتوا فضا را بر دوست نماها، چاپلوسان و کسانی که ساعت 12 روز از خواب بیدار می شوند ببندید و خواسته یا ناخواسته چهره موجه، مستقل و آبرومند نشریه نامه، نویسندگان و کارکنان سخت کوش نشریه را مخدوش ننمایید و آب به آسیاب برخی ها نریزید.
همه ما منصف باشیم و به نقد و بررسی فضای سیاسی و مطبوعاتی جامعه و استان و عملکرد گذشته خود بپردازیم و مهمتر این که براحتی مدیر مسئول فرهنگی، صبور، آینده دار و جریانساز نامه و همکاران سخت کوش، با اخلاق و با شخصیت نشریه همچون حسین طاهری، نادر محمدی، مرتضی حداد، وجیهه یوسفی، شبنم کولجی، زینب محبی، مهدیه میرناصری، طواف، نصرت آقایی، گل اندام صفری، علی صفری،حمیده بابا، محمد مجیدی، مهناز میری، صبا واحدی، الهه میرکریمی، رحمتی و ... را تخریب نکنیم و به وجه نشریه ای که همواره در عین مظلومیت و علی رغم همه پارتی بازی ها در دو جشنواره گذشته 28 روزنامه نگار برگزیده را به جامعه مطبوعاتی استان معرفی کرده و چهره های بسیار موفق و جدیدی را در این فضای بسیار تیره و تار و دشوار تحویل جامعه رسانه ای استان داده آسیب وارد ننماییم.
یادمان باشد که نامه همیشه هم یک رسانه بوده، هم یک خانواده و هم یک جریان و مطمئناً سالهای سال خواهد ماند و در آینده از تلاش و تاثیر این خانواده، این رسانه و این جریان در راه توسعه همه جانبه این استان مستعد و در راه ارتقا سطح دانش و آگاهی های شهروندان استان قزوین بیشتر و بهتر خواهیم شنید.
برای آن که کسی مرد مرد مرد بماند
همان بس است که پیوسته در نبرد بماند
منی که لذت روحم به طعم خنجر و زخم است
خدا کند همیشه دلم غرق خون و درد بماند
همیشه وحشتم این بود ای شکوه شکسته
که جوش غیرتم از یک درنگ سرد بماند
تو سبز بگذر و بگذار هرکه خواست بفهمد
و هر که نخواست نفهمد تو را زرد بماند
عیسی صفری
سردبیر نامه قزوین
بیستم مرداد ماه
۱۳۸۷