دیروز روز ارتش بود و ارتش ۱۶ زرهی قزوین هم مثل شهرهای دیگه مراسمی به این مناسبت

برگزار کرده بود.

من چون مدرسه بودم نتونستم تو این مراسم شرکت کنم و عکس بگیرم به همین دلیل از

عکس های عرفان دادخواه تو این پستم استفاده کردم.

                                                                                        عکس ها:عرفان دادخواه


 

سیاه کوچکم!بخوان

کلاغ لکه ای بود در دامن آسمان، وصله ای ناجور بر لباس هستی، صدای نا هموار و نا موزونش

خراشی بود بر صورت احساس با صدایش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی می نشست.

صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین می پیچید.کلاغ خودش را دوست نداشت، بودنش را هم.

کلاغ از کائنات گله داشت.

کلاغ فکر می کرد در دایره ی قسمت، نازیبایی تنها سهم اوست.

کلاغ غمگین بود و با خودش گفت:"کاش خدا این لکه ی زشت را از هستی می زدود"پس

بال هایش را بست و دیگر آواز نخواند.

خدا گفت:عزیز من صدایت ترنمی است که هر گوشی شنوای آن نیست اما فرشته ها با صدای تو

 به وجد می آیند". سیاه کوچکم بخوان فرشته ها منتظرند.

ولی کلاغ هیچ نگفت.

خدا گفت:"تو سیاهی-سیاه چونان مرکب که زیبایی را از تو می نویسد. زیبایی ات را بنویس. اگر تو

نباشی آبی من چیزی کم خواهد داشت. خودت را از آسمانم دریغ نکن.

و کلاغ باز خاموش بود.

خدا گفت: بخوان برای من بخوان، این منم که دوستت دارم.سیاهی ات را- خواندنت را

و کلاغ خواند. این بار عاشقانه ترین آوازش را

خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد.

عرفان نظر آهاری

به همه شام رسید!

جمعیت محبان اهل البیت(ع) به خاطره پیروزی کاندیدای اصلی خود در حوزه انتخابیه بوئین زهرا

مراسم جشنی را در سالن شهید بابایی برگزار کردند.

در مراسمی که غیبت خیلی از افراد تاثیر گزار جریان اصول گرا از جمله نیکویه، اسلامی، ابوترابی،

جباری و... محسوس بود نصری و عباسپور سخنرانی کردند و استاندار در سخنانش گفت که

همچنان به کار خود در استانداری قزوین با قدرت ادامه می دهم.

آنچه که بیش از همه چیز در این برنامه سیاسی و رسمی جلب توجه می کرد تلاش میهمانان

برای جانماندن از دریافت میوه و شام بود که در نوع خود جالب بود.





بیدستان روز به روز بهتر می شود

پس از چند سال فرصتی پیش آمد تا دوباره به بیدستان بروم. انصافا این شهر نسبت به چند

سال پیش خیلی تغییر کرده و به لحاظ امکانات شهری بهتر شده است.

در برنامه ای که افتتاح پروژه های شهرداری بیدستان بود . معمولا همه به دنبال عکس های 

رپرتاژی هستند سعی کردم که تا حد امکان نگاه متفاوتی به این برنامه رسمی داشته باشم .

از این که یک شهر محروم با تلاش شهردار موفقش پیشرفت کرده خوشحال شدم و بر این

اساس تصمیم گرفتم ک چند تصویر متفاوت از این برنامه را این در پستم  قرار دهم. 




در جنگل

"در باغی رها شده بودم.

نوری بی رنگ و سبک بر من می وزید.

آیا من خود بدین باغ آمده بودم

و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟

هوای باغ از من می گذشت

و شاخ و برگش در وجودم می لغزید.

آیا این باغ

سایه ی روحی نبود

که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود؟"

سهراب سپهری 

 تصاویرمربوط به جنگل های ابر، النگ و شیرین آباد در استان گلستان است.                             





...!

امروز ساعت ۵ بعدازظهر در سالن الغدیر قزوین جشنواره ای افتتاح شد که در آن غذا هایی که با

آبزیان طبخ شده بود به نمایش گذاشته شده بود، این غذا ها توسط کدبانو های قزوینی پخته

شده بود.  برنامه داشت به کار خود ادامه می داد و تعدادی از مسئولان شهر همچون استاندار

و دکتر صفری مدیر کل جهاد کشاورزی قزوین نیز از حضور این همه کدبانو و استفاده آنها از آبزیان

به عنوان یک غذای مفید تشکر کردند.

این بانوان آنقدر زیاد بودن که دیگر نمی شد در های سالن را بسته نگه داشت و همه ی این

آشپز ها وارد این سالن ورزشی شدند و حتی به غذا های خود رحم نکردند و همه را به هم

ریختند و استاندار که شاید به علت نداشتن وقت در بسیاری از مراسم ها دقایقی در آن مراسم

حضور پیدا می کردند، ساعت ها در این جشنواره ماندند!

اما حسین علیجانی عزیز که من خیلی دوسش دارم و یکی از بهترین مجریان قزوینه تمام تلاشش

رو برای خروج مردم از سالن انجام داد ولی هیچکس به او توجه نکرد و آخر هم با اهدا جوابز برنامه

رو به پایان رسوند.

عکس ها هم به نظر خودم به خاطر نور بد سالن زیاد خوب نشده ولی حیفم اومد تو وبلاگم نذارم.





برگزاری مسابقات بین المللی روبوکاپ در قزوین

سومین دوره مسابقات بین المللی روبوکاپ آزاد ایران از تاریخ ۱۵-۱۷ فروردین ماه در دانشگاه

آزاد اسلامی واحد قزوین در حال برگزاری است.




در آغوش طبیعت

"بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین                           

 زین اشارت ز جهان گذرا ما رابس"

مردم قزوین با رفتن به دل طبیعت، سیزده خود را به در کردند.




چهار نما از"چهلستون"

آنهایی که  روزی در بناهای تاریخی مان رفت و آمد می کردند و مثل ما روزگار می گذراندند، 

شاید هیچ وقت فکر نمی کردند مکان زندگی شان بعد ها به جایی تبدیل شود که مردم برای

دیدن و لذت بردن از مشاهده یک مکان قدیمی، به آنجا بیایند. درست مانند ما که نمی دانیم

روزهایی که نیستیم چگونه خواهد گذشت، شاید هم روزی... .

بگذریم، این روزها عمارت کلاه فرنگی یا همان کاخ چهلستون قزوین که در سبزه میدان این شهر

واقع شده مانند روزگاران گذشته، شلوغ است و افراد زیادی برای بازدید از این مکان به قزوین

می آیند.

نا گفته نماند بسیاری از بازدید کنندگان هم قزوینی هستندکه تاکنون این عمارت را از نزدیک

ندیده اند!

از این مکان روزانه حدود ۱۰۰۰ نفر بازدید می کنند و درب آن از ساعت ۹ صبح تا ۱۹ عصر به

روی بازدیدکنندگان باز است.




مراقب

مرد کوچک اندام فریاد زد:"روی سبزه ها راه نرو!"

مرد تنومند در جواب گفت:"احمق نشو. سبزه چیزی احساس نمی کند."

مرد کوچک اندام جواب داد:"باید مراقبش باشی. سبزه به ما زیبایی هدیه می کند.

اما شکننده است."

مرد تنومند گفت:"به هر حال." و قدم زنان عبور کرد.

سال ها بعد هردو از این جهان رفتند.

سبزه های گورستان، بی هیچ تفاوتی، بر گور های هردو روییدند.       

   "استیو مک لئود"